| ای صبر پای دار که پیمان شکست یار |
|
کارم ز دست رفت و نیامد به دست یار |
| برخاست آهم از دل و در خون نشست چشم |
|
یا رب ز من چه خاست که بی من نشست یار |
| در عشق یار نیست مرا صبر و سیم و زر |
|
لیک آب چشم و آتش دل هر دو هست یار |
| چون قامتم کمان صفت از غم خمیده دید |
|
چون تیر ناگهان ز کنارم بجست یار |
| سعدی به بندگیش کمر بستهای ولیک |
|
منت منه که طرفی از این برنبست یار |
| اکنون که بیوفایی یارت درست شد |
|
در دل شکن امید که پیمان شکست یار |
+ نوشته شده در سه شنبه 26 مهر1390ساعت 15:29  توسط فندق
|
برتولت برشت:
آنان که حقیقت را نمی دانند ، ابله اند ، آنان که می دانند، ولی آن را دروغ می نامند، تبه کارند
+ نوشته شده در دوشنبه 25 مهر1390ساعت 21:14  توسط فندق
شکستنی ترین چیزِ دنیا " قول مردانه" است . لطفا نزدیکش نشوید.
*تا حالا خرد شدن ظرف نشکن رو دیدین؟ مثل بلورهای ایرانی چند تیکه نمیشه ، شیشه نشکن وقتی میشکنه هزاران تیکه کوچیک میشه که اگر ناغافل هم افتاده باشه ، تمام اون خرده ها مثل ترکش به تن و بدن میچسبه و خونی میکنه . مثل قولی که فکر میکردی نشکنه و ترکش هاش روحت رو خراش میده .
+ نوشته شده در دوشنبه 25 مهر1390ساعت 3:46  توسط فندق
|
قول مردانه : عهدی که هرگز به سر انجام نمیرسد.
دوستت دارم : بزرگترین دروغ تاریخ
ازدواج : سقوط آزاد در چاهی بی انتها
تو خیلی خوبی و من بدردت نمیخورم : راه محترمانه قهوه ای کردن طرف مقابل
عشق: نوعی از توهم که بسته به شرایط موقت یا دائمیست
باز هم هست . ولی الان حوصله ندارم . ..
+ نوشته شده در یکشنبه 24 مهر1390ساعت 19:36  توسط فندق
|
مگر عشق چیزی جز این است که دنیایت در نگاه او خلاصه شود و پایان ِ دنیا انحنای روی به بالای لب های او باشد؟ مگر عشق چیزی جز این است که دلت بهترین ها را برای بهترینت بخواهد و جان بدهی به هر تپش قلب ِ معشوق؟ مگر عشق چیزی جز این است که زنجیر دلت را از پای معشوق برکنی تا برود و عاشق شود و لذت عاشقی را بچشد ؟ که لذت عاشقی هزار بار بیشتر از معشوقگیست .
مگر عشق جز خوشبختی معشوق را خواستن ، چیز دیگری هم هست ؟ کاش میشد به گردن تمام عاشقان جهان گردنبندی از رزهای صدپَر و رازقی و یاس انداخت تا عطر قدم زدنشان در کوچه های عاشقی ،دست در دست یار ، هوای خفه ء این روزها را معطر و تازه کند...
* برای دوست نازنینی که شنیدن خبر عاشقی اش این روزهای مرا رنگی و شاد کرده .
**تیتر: مصرعی از قیصر امیر پور
+ نوشته شده در سه شنبه 12 مهر1390ساعت 14:42  توسط فندق
|
پینوکیو هم بالاخره آدم شد. ای کسانی که تلاشی برای " آدم " بودن نمیکنین ، قدِ یک عروسک چوبی هم نیستین.
+ نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت 23:23  توسط فندق
|
کیف پولم رو گم کردم. همه ء پولام هم توش بود. چقدر؟ ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تومن ! اگر پیداش کردین مال منه! هرکی هم بیاره ۱۰۰۰۰۰تومن مژدگونی میدم !
+ نوشته شده در یکشنبه 27 شهریور1390ساعت 6:3  توسط فندق
|
باید به سازمان ملل نامه ای بنویسیم. باید بنویسم که باید بندی به اعلامیه ء جهانی حقوق بشر اضافه کنند. باید اضافه کنند که " هرکس حق دارد در هر زمان و هر کجا ، هر چقدر که دلش میخواهد، هرکسی را دوست داشته باشد." باید قانونی سر ِ راه ِ محبت نباشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت 3:57  توسط فندق
|
آدم بعضی وقت ها درد رو دوست داره به خاطر درمانش و چقدر شیرینه دردی که درمانش آغوش تو باشه . که صورتم رو بچسبونم به سینه های پهن مردونت و با هر نفس عطرت رو عمیق بکشم توو ریه ام و تو آروم آروم موهام رو نوازش کنی و هر از گاهی ببوسیشون و بگی " نبینم درد کشیدنت رو " و من یادم بره زنی ام که همین روزها سی و یک ساله میشه و احساس دختر بچه های دبیرستانی رو داشته باشم و ذوق کنم . چقدر خوبن این مُسکن های بی خاصیت که به آدم مجال لوس شدن و ناز کردن میدن و چقدر خوبی تو که این همه ناز رو میخری و همون قدر که دلم میخواد لوسم میکنی.
چقدر خوشمزه میشه مزه ء مهوع و مزخرف جیگر وقتی تو برام میخری و سرخ میکنی و دونه دونه لقمه ها رو میبوسی و میذاری توو دهنم . تنها کسی که تونست جیگر به خورد من بده بعد از ۲۸ سال و هنوز نمیدونی من به هوای طعم بوسه هات حاضر به خوردن جیگر شدم . چقدر قیافه ات دوست داشتنی و با نمک میشه وقتی میگم تو نمیخوری؟ و تو بزور لقمه بعدی رو میذاری توو دهن من و میگی : من میخوام جیگر تو رو بخورم. و من موذیانه میگم اون رو مامانت خام خام به سیخ کشیده ! و تو میخندی و دوباره بغلم میکنی و میگی من مراقبتم، نمیذارم هیچ کس اذیتت کنه . و این صادقانه ترین حرفیه که توو زندگیم شنیدم.
فقط خواستم بگم مرسی که هستی و مرسی که درمون تمام دردهای بی درمون این روزهامی.
+ نوشته شده در دوشنبه 21 شهریور1390ساعت 19:20  توسط فندق
|
بهترین زمان برای قلقلک دادن یک مرد ، وقتیه که شما رو بغل کرده . فول اَکسِس دارین به زیر بغلش !
+ نوشته شده در یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 15:11  توسط فندق
|